قیمت بیت کوین
1,314,874,085تومان
57,770.00دلار
3.33
قیمت اتریوم
80,409,660تومان
3,532.86دلار
2.80
قیمت بایننس کوین
14,285,400تومان
627.64دلار
0.86
قیمت دوج کوین
16,284تومان
0.72دلار
23.22
قیمت ریپل
35,962تومان
1.58دلار
0.14
خانه  »  ترید و سرمایه گذاری  »  آموزش ترید در صرافی ها  »  روانشناسی بازار ارز دیجیتال چیست و چگونه می‌توان از آن کسب سود کرد؟

روانشناسی بازار ارز دیجیتال چیست و چگونه می‌توان از آن کسب سود کرد؟

روانشناسی بازار ارز دیجیتال چیست و چگونه می‌توان از آن کسب سود کرد؟

به طور خلاصه، احساسات در بازار احساس کلی است که سرمایه گذاران و معامله گران نسبت به عملکرد قیمت یک دارایی دارند. هنگامی‌که احساسات بازار مثبت است و قیمتها به طور مداوم در حال افزایش هستند، گفته می‌شود که یک روند صعودی وجود دارد (که اغلب از آن به عنوان بازار گاوی یاد می‌شود). برعکس، زمانی که روند نزولی مداوم قیمت‌ها وجود داشته باشد، بازار خرسی نامیده می‌شود.

روانشناسی بازار چیست؟

روانشناسی بازار ایده‌ای است که در حرکات بازار وضعیت احساسی شرکت کنندگان را منعکس می‌کند (یا تحت تأثیر آنها قرار می‌گیرد). این یکی از مباحث اصلی اقتصاد رفتاری است – یک رشته میان رشته‌ای که عوامل مختلفی را که قبل از تصمیم گیری اقتصادی است بررسی می‌کند.

بسیاری بر این باورند که احساسات نیروی محرکه اصلی جابجایی بازارهای مالی هستند. و اینکه نوسانات کلی احساسات سرمایه گذاران همان چیزی است که چرخه‌های به اصطلاح روانشناختی بازار را ایجاد می‌کند.

به طور خلاصه، احساسات در بازار احساس کلی است که سرمایه گذاران و معامله گران نسبت به عملکرد قیمت یک دارایی دارند. هنگامی‌که احساسات بازار مثبت است و قیمتها به طور مداوم در حال افزایش هستند، گفته می‌شود که یک روند صعودی وجود دارد (که اغلب از آن به عنوان بازار گاوی یاد می‌شود). برعکس، زمانی که روند نزولی مداوم قیمت‌ها وجود داشته باشد، بازار خرسی نامیده می‌شود.

بنابراین، احساسات از دیدگاه‌ها و احساسات فردی همه معامله گران و سرمایه گذاران در یک بازار مالی تشکیل شده است. روش دیگر برای بررسی آن، میانگین احساس عمومی‌فعالان بازار است.

اما، مانند هر چیزی دیگری، هیچ عقیده‌ای کاملاً در بازار مسلط نیست. براساس تئوری‌های روانشناسی بازار، قیمت یک دارایی در واکنش به احساسات کلی بازار تمایل به تغییر دائمی‌دارد – که همچنین پویا است. در غیر این صورت، انجام یک تجارت موفق بسیار دشوارتر خواهد بود.

در عمل، وقتی بازار صعود می‌کند، احتمالاً به دلیل بهبود نگرش و اطمینان در بین معامله گران است. احساس مثبت در بازار باعث افزایش تقاضا و کاهش عرضه می‌شود. به نوبه خود، افزایش تقاضا می‌تواند باعث ایجاد نگرشی حتی شدیدتر شود. به همین ترتیب، روند نزولی قوی به ایجاد احساسات منفی منجر می‌شود. احساسات منفی تقاضا را کاهش می‌دهد و عرضه موجود را افزایش می‌دهد.



چگونه احساسات در دوره‌های بازار تغییر می‌کنند؟

روند صعودی

همه بازارها چرخه‌های تجمع و تخلیه را طی می‌کنند. وقتی یک بازار در مرحله گسترش است (بازار گاوی)، فضای خوش بینی، اعتقاد و حرص و آز وجود دارد. به طور معمول، این احساسات اصلی است که منجر به یک فعالیت خرید قوی می‌شود.

مشاهده نوعی اثر چرخه‌ای یا عطف به ماسبق در دوره‌های بازار کاملاً معمول است. به عنوان مثال، با افزایش قیمت‌ها، احساسات مثبت‌تر می‌شوند و همین امر باعث می‌شود که خرید‌ها حتی بیشتر شوند و قیمت بازار را حتی بالاتر ببرند.

بعضی اوقات، احساس شدید حرص و اعتقاد به گونه‌ای بازار را فرا می‌گیرد که می‌تواند حباب مالی ایجاد کند. در چنین سناریویی، بسیاری از سرمایه گذاران غیر منطقی می‌شوند. بازار ارزش واقعی خود را از دست می‌دهد. معامله گران یک دارایی را فقط به این دلیل خریداری می‌کنند که معتقدند روند صعودی بازار ادامه خواهد داشت.

آن‌ها قربانی حرص خود می‌شوند و بیش از حد تحت تأثیر حرکت بازار قرار می‌گیرند، به امید اینکه سود کسب کنند. با افزایش بیش از حد قیمت به سمت بالا، سطحی از قیمت‌های غیرواقعی ایجاد می‌شود. به طور کلی، این به عنوان نقطه حداکثر ریسک مالی در نظر گرفته می‌شود.

در برخی موارد، بازار برای مدتی با حرکت تدریجی دارایی‌ها رو به رو می‌شود. این مرحله به مرحله توزیع نیز معروف است. با این حال، برخی از چرخه‌ها مرحله توزیع مشخصی ندارند و روند نزولی بلافاصله پس از رسیدن به بالاترین سطح شروع می‌شود.

روند نزولی

وقتی بازار شروع به چرخش دیگری می‌کند، حال و هوای سرخوشی می‌تواند به سرعت به رضایت خاطر تبدیل شود. بسیاری از معامله گران از باور ادامه روند صعودی امتناع می‌ورزند. این باعث می‌شود آنها از بازار خارج شوند. با ادامه روند نزولی قیمت‌ها، احساسات بازار به سرعت منفی می‌شوند. این مرحله اغلب شامل احساس اضطراب، انکار و وحشت است.

در این زمینه، ما می‌توانیم اضطراب را لحظه‌ای توصیف کنیم که سرمایه گذاران شروع به سوال کردن درباره دلیل کاهش قیمت می‌کنند، که به زودی به مرحله انکار منجر می‌شود. دوره انکار با احساس عدم پذیرش مشخص می‌شود. بسیاری از سرمایه گذاران اصرار بر حفظ موقعیت‌های از دست رفته خود دارند. آن‌ها این کار را یا به این دلیل که “فروش خیلی دیر است” یا به این دلیل که آن‌ها می‌خواهند باور کنند “بازار به زودی باز خواهد گشت” انجام می‌دهند.

اما با کاهش بیشتر قیمت‌ها، موج فروش قویتر می‌شود. در این مرحله، ترس و وحشت اغلب منجر به چیزی می‌شود که تسلیم بازار نامیده می‌شود. هنگامی‌که دارندگان تسلیم می‌شوند و دارایی‌های خود را نزدیک به پایین‌ترین قیمت می‌فروشند.

سرانجام با کاهش نوسانات و ثبات بازار روند نزولی متوقف می‌شود. به طور معمول، قبل از اینکه احساس امیدواری و خوش بینی مجدداً بوجود آید، بازار حرکات جانبی را تجربه می‌کند. چنین دوره کناری به عنوان مرحله تجمع نیز شناخته می‌شود.



سرمایه گذاران چگونه از روانشناسی بازار استفاده می‌کنند؟

با فرض معتبر بودن نظریه روانشناسی بازار، درک آن ممکن است به یک معامله گر کمک کند تا در زمان‌های مطلوب‌تری نقاط خروج و ورود را پیدا کند. نگرش عمومی‌بازار معکوس است: بهترین زمان ورود برای خریدار معمولاً زمانی است که اکثر مردم ناامید هستند و بازار در کف خود است. در مقابل، غالباً بالاترین ریسک مالی هنگامی‌رخ می‌دهد که اکثر فعالان بازار سرخوشی و بیش از حد اعتماد به نفس داشته باشند.

بنابراین، برخی از معامله گران و سرمایه گذاران سعی می‌کنند احساسات بازار را بخوانند. با این کار مراحل مختلف چرخه‌های روانشناختی آن را تشخیص می‌دهند. در حالت ایده آل، آن‌ها از این اطلاعات برای خرید در هنگام وحشت (قیمت پایین‌تر) و فروش در هنگام طمع (قیمت بالاتر) استفاده می‌کنند. اگرچه در عمل، شناختن این نقاط بهینه بندرت کار ساده‌ای است. آنچه ممکن است پایین‌ترین قیمت (پشتیبانی) به نظر برسد ممکن است نتواند از پایین‌تر رفتن قیمت جلوگیری کند.

تحلیل تکنیکال و روانشناسی بازار

به راحتی می‌توان به چرخه‌های بازار نگاه کرد و شناخت که چگونه روانشناسی کلی تغییر کرده است. تجزیه و تحلیل داده‌های قبلی آشکار می‌کند که چه اقدامات و تصمیماتی سودآورترین هستند.

با این حال، درک چگونگی تغییر بازار در حال حرکت بسیار دشوارتر است، و حتی پیش بینی آینده نیز بسیار دشوارتر است. بسیاری از سرمایه گذاران با استفاده از تجزیه و تحلیل تکنیکال (TA) سعی می‌کنند پیش بینی کنند که بازار به کجا می‌رود.

به تعبیری، ممکن است بگوییم شاخص‌های TA ابزاری هستند که ممکن است هنگام تلاش برای اندازه گیری وضعیت روانی بازار مورد استفاده قرار گیرند. به عنوان مثال، شاخص قدرت نسبی (RSI) ممکن است هنگام خرید بیش از حد دارایی به دلیل احساس مثبت بازار (به عنوان مثال، حرص و طمع بیش از حد)، را نشان دهد.

MACD نمونه دیگری از شاخصی است که ممکن است برای ردیابی مراحل مختلف روانشناختی یک چرخه بازار استفاده شود. به طور خلاصه، رابطه بین خطوط آن ممکن است نشانگر زمانی باشد که حرکت بازار در حال تغییر است (به عنوان مثال، قدرت خرید در حال ضعیف شدن است).

بیت کوین و روانشناسی بازار

بازار گاوی بیت کوین در سال 2017 نمونه بارزی از تأثیر روانشناسی بازار بر قیمتها و بالعکس است. از ژانویه تا دسامبر، بیت کوین از حدود 900 دلار به بالاترین قیمت خود در 20،000 دلار رسید. در طول صعود، احساسات بازار بیشتر و مثبت‌تر می‌شد. هزاران سرمایه گذار جدید وارد بازار گاوی شدند. فومو (FOMO)، خوش بینی بیش از حد و حرص و طمع به سرعت، قیمت‌ها را افزایش داد.

تغییر روند در اواخر سال 2017 و اوایل سال 2018 آغاز شد. اصلاح بسیاری از معامله گران تازه وارد را با ضررهای قابل توجهی روبرو کرد. حتی وقتی روند نزولی محرز شده بود، انکار باعث شده بود بسیاری از مردم بر نگهداری (HODLing) اصرار ورزند.

چند ماه بعد، با رسیدن قیمت به پایین‌ترین سطح، احساسات بازار بسیار منفی شد. FUD و وحشت باعث شد بسیاری از کسانی که نزدیک به بالاترین سطح خرید کرده بودند نزدیک به پایین‌ترین قیمت بیت کوین را بفروشند. بسیاری از سرمایه گذاران متحمل خسارات زیادی شدند. برخی از افراد از بیت کوین ناامید شدند، گرچه این فناوری اساساً همانی بود که الان هست. در واقع، به طور مداوم در حال بهبود است.



سوگیری شناختی

سوگیری شناختی از الگوی تفکر رایج است که غالباً باعث تصمیم گیری غیر منطقی انسان می‌شود. این الگوها می‌تواند هم معامله گران و هم بازار را تحت تأثیر قرار دهد. چند مثال متداول عبارتند از:

سوگیری تأیید: تمایل به ارزش دادن بیش از حد به اطلاعاتی که باورهای ما را تأیید می‌کند. این در حالی است که اطلاعات مغایر با آنها را نادیده می‌گیریم یا آنها را رد می‌کنیم. به عنوان مثال، سرمایه گذاران در بازار گاوی ممکن است تمرکز بیشتری بر اخبار مثبت داشته باشند. این در حالی است که اخبار بد یا نشانه‌هایی از روند معکوس روند بازار را نادیده می‌گیرند.

انزجار از دست دادن: تمایل رایج انسانها به ترس از ضرر بیش از آنکه از منافع بهره مند شوند، حتی اگر سود مشابه یا بیشتر باشد. به عبارت دیگر، درد از دست دادن معمولاً دردناک‌تر از لذت بردن از یک سود است. این ممکن است باعث شود تا معامله گران فرصت‌های خوبی را از دست دهند یا در دوره‌های تسلیم بازار به وحشت بیفتند.

اثر وقف: این گرایش مردم برای ارزش گذاری بیش از حد چیزهایی است که متعلق به خودشان است، فقط به این دلیل که صاحب آن هستند.

سخن پایانی

اکثر تاجران و سرمایه گذاران اتفاق نظر دارند که روانشناسی بر قیمت‌ها و چرخه‌های بازار تأثیر دارد. گرچه چرخه‌های روانشناسی بازار کاملاً شناخته شده است، اما کنار آمدن با آنها همیشه آسان نیست. از شیدایی لاله‌های هلندی در دهه 1600 تا حباب dotcom در دهه 90 ما شاهد این چرخه‌ها بوده ایم. در طول این چرخه‌ها حتی معامله گران ماهر نیز تلاش کرده‌اند تا نگرش خود را از احساسات کلی بازار جدا کنند. سرمایه گذاران با کار دشواری روبرو هستند که نه تنها روانشناسی بازار بلکه روانشناسی خودشان را نیز بفهمند و اینکه این امر چگونه بر روند تصمیم گیری آنها تأثیر می‌گذارد.

مطالب مرتبط
بازار گاوی یا افزایشی چیست؟ چگونه می‌توان در این بازار سود کسب کرد
شاردینگ در بلاکچین به چه معناست؟ چگونه با این روش مشکل مقیاس پذیری حل می‌شود؟
بیمه دیفای ارز دیجیتال: چرا باید دارایی‌های دیجیتال خود را تحت پوشش ببرید؟
فرستادن دیدگاه

ما را دنبال کنید
ویدیو کلیپ های آموزشی
ویدیوی آموزشی پولکادات چیست
فیلم آموزش بایننس
ویدیوی آموزشی تتر Tether
ویدیوی آموزشی مونرو Monero
آینده ارز دیجیتال کاردانو
ترید و سرمایه گذاری
ربات تریدر فیوچر: چگونه از ربات های معامله گر در بازار معاملات آتی استفاده کنیم
افزایش قیمت 1INCH
قراردادهای آتی دائمی (Perpetual Futures Contracts)
یونی سواپ v3 و smartBCH به دنبال ساده سازی دیفای و صرفه جویی در مصرف بنزین هستند
معاملات قراردادهای فیوچرز بایننس: راهنمای انجام معاملات آتی سه ماهه در صرافی بایننس